محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

186

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) 50 پاسخ مقوقس به پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - ابن عبد الحكم ص 47 ؛ قسطلانى ، 2 / 292 - 293 ؛ قلقشندى ، 6 / 467 ؛ قزوينى ش 8 ؛ فريدون ، 1 / 33 ؛ ابن طولون ش 5 / 2 ؛ زيلعى ، 11 / 2 ؛ الوفاء ، ابن الجوزى ص 717 . مقابله كنيد : ابو عبيد ، ش 632 ؛ ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 16 - 17 ( ش 4 ) زرقانى 2 / 349 ؛ الأموال ، ابن زنجويه ( خطّى ) ورق 96 / الف . بنگريد : كايتانى ، 6 / 49 ؛ اشپرنگر ، 3 / 265 - 267 ؛ سيرت النّبى ؛ شبلى ( به زبان اردو ) در جاى خود ؛ مقالهء ويرجينيا واكا چنان كه در مآخذ پيمان 29 ياد كرديم . به محمّد فرزند عبد اللّه از مقوقس : سلام ( 1 ) ؛ پس از عنوان : من نامهء تو را خواندم و از محتواى آن و آنچه كه بدان فرا مىخوانى ، آگاه گشتم . من مىدانستم كه يكى از پيامبران بر جاى است ؛ و بر اين گمان بودم كه وى در سرزمين شام ، آشكار خواهد گشت . من فرستادگان تو را گرامى داشتم ، و دو كنيز را كه در ميان قبطيان داراى پايگاهى بزرگ بودند ، همراه با جامه‌اى به سوى تو فرستادم و استرى به تو اهدا كردم كه بر آن ، سوار شوى . و السّلام . 1 . السّلم و السّلام كالسّلم : سلم به فتح س و سلام به كسر آن ، همچون سلم به معنى آشتى و صلح است ( لسان « سلم » ) پس سلام در اينجا چنين معنى مىدهد كه صلح و آشتى بر جاى است . - م . ( 2 ) 51 روايتى ديگر از متن نامهء پيامبر - ص - به مقوقس فتوح مصر ، واقدى ص 10 ؛ قلقشندى ، 6 / 378 ، عبد المنعم خان ش 100 ( 2 ) ؛ ابن حديده ، واژهء « المقوقس » ؛ كتاب ديوان انشاء ( نسخهء خطّى پاريس ، شمارهء 4439 ) ورق 9 - 10 . از محمّد فرستادهء خدا به فرمانرواى مصر و اسكندريّه : پس از ستايش خدا : بىگمان خداوند بلند پايه مرا به پيامبرى گسيل داشته و قرآنى را بر من فرو فرستاده است ؛ و به من دستور داده است كه مردم را هشدار و بيم دهم تا عذر من پذيرفته گردد